ابن سعد ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
65
الطبقات الكبرى ( فارسي )
( 1 ) * عثمان اندكى خوابيد و چون بيدار شد گفت : اين قوم مرا خواهند كشت ، گفتم : اى امير مؤمنان هرگز چنين نخواهد بود ، گفت : رسول خدا ( ص ) و ابو بكر و عمر را در خواب ديدم گفتند امشب روزه پيش ما بگشاى ، يا گفتند امشب روزهات را پيش ما خواهى گشود . سخن از آنكه عثمان قرآن را در يك ركعت نماز مىخواند يزيد بن هارون از هشام ، از محمد بن سيرين نقل مىكند كه * عثمان گاهى شب زندهدارى مىكرد و تمام قرآن را در يك ركعت مىخواند . يزيد بن هارون از محمد بن عمرو ، از محمد بن ابراهيم ، از عبد الرحمن بن عثمان نقل مىكند كه مىگفته است * شبى پشت مقام ابراهيم به نماز ايستادم و دلم مىخواست كسى در آن شب بر من پيشى نگيرد در اين هنگام متوجه شدم كسى مرا صدا مىزند نخست توجه نكردم دوباره تكرار كرد ، نگريستم عثمان بن عفان بود خود را از پشت مقام كنار كشيدم آمد و ايستاد و تمام قرآن را در يك ركعت خواند و برگشت . ابو معاويه ضرير از عاصم احول ، از ابن سيرين نقل مىكند * چون عثمان كشته شد همسرش گفت : او را كشتيد و حال آنكه تمام شب را شب زندهدار بود و تمام قرآن را در ركعتى خواند . عبد اللَّه بن نمير از قيس ، از ابو اسحاق ، از قول مردى كه نامش را مىبرد نقل مىكند كه مىگفته است * مردى خوشبو و خوش لباس را ديدم كه پشت كعبه ايستاده نماز مىگزارد و غلامى پشت سرش ايستاده و هر گاه در ادامهء آيات دچار اشتباه مىشود او تكرار مىكند ، پرسيدم اين كيست ؟ گفتند : عثمان بن عفان است . يوسف بن غرق از خالد بن بكير ، از عطاء بن ابى رباح نقل مىكند * عثمان بن عفان در مكه نخست با مردم نماز گزارد . آن گاه تمام قرآن را در نماز وتر خود پشت مقام ابراهيم خواند و آن يك ركعت به بتيراء معروف شد . مسلم بن ابراهيم از قرة بن خالد و سلام بن مسكين از محمد بن سيرين نقل مىكرد * چون جمع شدند عثمان را بكشند همسرش گفت : چه او را بكشيد و چه دست از او بداريد ، او شب زندهدار بود و تمام قرآن را در يك ركعت مىخواند .